ღ❤ღعشق و دوریღ❤ღ

عاشقونه سروناز و کلاه قرمزی

 یادش به خیر ابتدایی ...

 تو دبستان که زنگ تفریح تموم میشد ، مامور آبخوری دیگه نمیذاشت آ ب بخوریم.

people 

صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوس داشتیم، آخه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود ولی سمت چپیا نو بود.

 Books

زمستون اون وقتا تموم عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله.

 people

مدیر مدرسه از مادرامون کادو میگرفت و سر صف به ما می داد و بعد می گفت : همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاس ها.

 people

آلوچه و تمبر هندی ، بستنی آلاسکا ، همشونم غیر بهداشتی... به به

 people

وقتی سر کلاس حوصله درسو نداشتیم، الکی مدادو بهانه می کردیم  و بلند می شدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم.

 people

پاک کنای جوهری که یه طرفش قرمز بود و طرفش دیگه ش آبی ، بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکارو پاک کنیم،همیشه آخرش یا کاغذ پاره میشد یا سیاه و کثیف میشد.

people

 اون قدیما که هر روز ورزش داشتیم با لباس ورزشی میرفتیم مدرسه...

احساس پادشاهی میکردیم که ما امروز ورزش داریم ، دلتون بسوزه .

 people

آن مان نماران ، تو تو اسکاچی ، آنی مانی ک . لا . چی ...

 people

گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی میکشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن!

 people

آرزومون این بود که وقتی از دوستمون میپرسیم درستون کجاست ، اونا یه درس از ما عقب تر باشن.

 ...یادش بخییر

تاريخ 1 / 9 / 1391برچسب:یادش بخیر,,, ,دبستان,,سـاعت نويسنده سـَروِنازــ♥ــاَمیررِضا| |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 44 صفحه بعد

miss-A